شاگردان انجام داد و علاوه برآن با دست خودش اين كار را كرد. اين كار سودمند در همان دانشگاه‌ (بولونيا) به‌وسيله‌ٴ نيكولو برتروتچو، آلبرتو دِزانكاري و پي‌يترو تورينيانو، و در پادوا توسط جنتيله دا فولينيو ادامه يافت‌. كوتاه‌سخن آن‌كه‌، آموزش‌ها و پژوهش‌هاي كالبد شناسي به‌اهتمام‌ اين پزشكان ايتاليايي بر شالوده‌ٴ استواري قرار گرفت‌؛ اگر نتيجه‌ٴ مطالعاتشان هنوز بي‌اهميت بود، اين از مشكل ذاتي و مشكل بزرگ‌تري ناشي مي‌شد كه همانا ناتواني در غلبه بر تعصبات‌ ريشه‌دار بود.
بسياري از پزشكان به‌خاطر كتاب‌هاي حفظالصحه كه به‌نام آنهاست براي ما شناخته شده‌اند، اين‌ها رساله‌هاي كوچكي هستند حاوي قواعد تن‌درستي براي افراد سالم يا كساني كه مجبورند به‌طرق مختلف عادات غذايي خود را محدود كنند يا تغيير بدهند. تادئو آلدروتي (سيزدهم ـ 2) درباب حفظ تن‌درستي را نوشت‌. مانينوي ميلاني ويرايش تازه‌اي از آيين تن‌درستي را فراهم كرد، گويدو دا ويگوانو قواعد تن‌درستي را براي زايران سال‌خورده‌ٴ بيت‌المقدس تأليف كرد. بارناباس‌ رگيويي رساله‌هايي در باب تن‌درستي و تغذيه نوشت‌، آلبينو دامُنته كال‌يِـرو كتاب‌ حفظالصحه‌ٴ مفصلي براي امير آكايا تأليف كرد. جدا كردن كتاب‌هاي حفظالصحه از دستورنامه‌هاي پزشكي‌، كه براي بيماران معيني نوشته مي‌شد، گاه دشوار است‌، هم چنان كه‌ اغلب تادئوآلدروتي و جنتيله دا فولينيو چنين آثاري دارند. بعداً به دستورنامه‌ها خواهيم‌ پرداخت‌.
سپس به چشم‌پزشكان مي‌رسيم كه در برابر سلطه و اقتدار همكاران مسلمان و يهودي‌شان‌ مبارزه‌اي را آغاز كرده بودند: گويدوي آرتسويي كه در حدود سال 1326 در جنوب ايتاليا برآمد؛ جوواني دو كازو كه در سال 1346 رساله در حفظ بينايي را نوشت‌؛ و بارناباس رگيويي كه در سال‌1340در باب سلامتي چشم را نوشت‌.
اين رساله‌ها درباره‌ٴ چشم‌، به پيش‌گيري و هم‌چنين درمان مربوط است و از اين رو مي‌توان‌ آنها را در مقوله‌ٴ پيشين جاي داد. موضوع ديگر به مبحثي مربوط مي‌شود كه تازه داشت ــ به‌صورتي بسيار ناقص ــ درآن روزها شكل مي‌گرفت كه امروز آن را ((آب‌گرم‌شناسي‌)) مي‌ناميم‌. جنتيله دا فولينيو ارزش آب گرم و آب‌هاي معدني را خاطرنشان شد و در كتاب در باب گرمابه از حمام‌هاي لوكا گفت‌وگو مي‌كند. قسمت اول كتاب پزشكي ماينو دو ماينري درباره‌ٴ آب‌هاي طبي‌ است‌. بناونتورا دو كاستللي كتابي درباره‌ٴ آب‌هاي پُرِتّـا (ميان پيستويا و فلورانس‌) نوشت كه‌ شهرتي يافت و بدين ترتيب‌، به جهت‌گيري آموزش پزشكي در جهت گرمابه‌شناسي ياري كرد. جالب است توجه شود كه دست‌كم دوتا ازاين نخستين رسالات گرمابه‌شناسي‌، متعلق به‌ كاستللي و ماينري‌، به عبري ترجمه شد.
دام‌پزشكي با رساله‌هاي اوبرتو دي كورتِنُـوا، لورنزو روسيو، مائوروس و ماركوس معرفي‌